توضیحات

در تاریخ فهم اندیشه ارسطویی، برخی نمایندگان مهم سنت مشائی یعنی “ثامسطیوس و اسکندر افرودیسی” کوشیدند تبیین واحدی از غایت‌شناسی ارائه دهند تا نفس و حرکت ذیل مفهوم کمال دریافته شود. اسکندر تلاش کرد اشکالی که به نظام فکری ارسطو وارد کرده بودند، رفع نماید. آن اشکال عبارت از این بود که مشیت تنها برای عالم فوق القمر قابل استناد است و گویی عالم تحت القمر از مشیت الهی بیرون مانده است. اسکندر اثبات نمود که عالم تحت‌القمر هم در مشیت الهی است به این ترتیب که نفوس اجرام آسمانی از طریق حرکت پیوسته‌شان، اجسام زنده را تدبیر می‌کنند. در این‌جا از پارادایم ارسطویی فاصله می‌گیریم؛ چرا که در غایت انگاری پای تدبیر در میان نیست. سنت نوافلاطونی در صدد است تا دو آموزه‌ی مهم افلاطون را در پارادایم ارسطویی وارد کند: الف: نفس در مفارقت کامل از بدن است. ب: خداوند علت فاعلی و نه فقط غاییِ حرکت و نظم جهان است.

قیمت دوره 2,000 تومان
وضعیت دوره تمام شده
تعداد قسمت ها 12
تاریخ انتشار 4فروردین1400
خرید این دوره
امتیاز: 0 از 0 رای
فروشنده
پژوهشکده فرهنگ و هنر اسلامی

دیدگاه‌ها و پرسش‌ها

برای ارسال نظر لازم است ابتدا وارد سایت شوید
هیچ دیدگاهی تا به این لحظه برای این موضوع ثبت نشده است